داغ ترین ویدیو بابلز لرن : هک کلاس های مجازی توسط متین برونسی

تگ map در HTML

  /  فرانت اند   /  HTML   /  تگ map در HTML

با استفاده از تگ map در HTML میتوان یک نقشه تصویری ایجاد کرد.

مثال

<img src="https://www.bubbleslearn.ir/wp-content/uploads/2021/05/workplace.jpg" alt="Workplace" usemap="#workmap" width="400" height="379">

<map name="workmap">
<area shape="rect" coords="34,44,270,350" alt="Computer" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87">
<area shape="rect" coords="290,172,333,250" alt="Phone" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86">
<area shape="circle" coords="337,300,44" alt="Cup of coffee" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87">
</map>


تعریف و کاربرد

از تگ map در HTML برای ایجاد یک نقشه تصویری استفاده میکنیم یعنی مناطقی را روی یک تصویر تعریف کنیم که با کلیک برروی آنها اتفاق خاصی بی افتد.

توضیحات بیشتر

نقشه تصویری چیست ؟ فرض کنید شما یک تصویر دارید که عکس یک فنجان قهوه هست ، شما با استفاده از تگ <map> میتوانید کاری بکنید که اگر کاربر روی اون فنجان قهوه داخل تصویر کلیک کرد مثلاً وارد یک وب سایت بشه ، دقیقاً همین کار رو تو مثال اول انجام دادیم !

خاصیت usemap

برای اتصال یا ایجاد ارتباط بین تصویر و نقشه تعریف شده باید مقدار خاصیت usemap در عنصر <img> برابر با مقدار خاصیت name در تگ <map> باشد.

عنصر area

تگ <map> از چندین تگ <area> تشکیل شده که عنصر <area> نقاط قابل کلیک روی نقشه تصویر را مشخص می کنند.


پشتیبانی مرورگر ها

عنصر
<map>بلهبلهبلهبلهبله

خواص

خاصیتمقدارتوضیحات
namemapnameیک نام برای نقشه تصویری مشخص میکند (ضروری)

خواص عمومی

تگ map از خواص عمومی در HTML پشتیبانی میکند.

رویداد های عمومی

تگ map از رویداد های عمومی در HTML پشتیبانی میکند.

تنظیمات پیش فرض CSS

اکثر مرورگر ها عنصر map در HTML را با تنظیمات پیش فرض زیر نمایش می دهند:

map {
  display: inline;
}
5/5 - (5 امتیاز)
 #نهج_البلاغه_بخوانیم

ضدّ ارزش ها و هشدارها

(مردى از امام در خواست اندرز كرد) و درود خدا بر او، فرمود:

از كسانى مباش كه بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخير مى اندازد. در دنيا چونان زاهدان، سخن مى گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است، اگر(1) نعمت ها به او برسد سير نمى شود، و در محروميّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شكر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است.

ديگران را پرهيز مى دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر مى كند اما خود فرمان نمى برد، نيكوكاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد.

گناهكاران را دشمن دارد اما خود يكى از گناهكاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمى دارد، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشايند ساخت پافشارى دارد.

اگر بيمار شود پشيمان مى شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانى هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا اميد است اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مى خواند.

اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مى گرداند، نفس به نيروى گمان ناروا، بر او چيرگى دارد، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمى گردد.

براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود.

چون كار كند در آن كوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزيند، عبرت آموزى را طرح مى كند امّا خود عبرت نمى گيرد در پند دادن مبالغه مى كند امّا خود پند پذير نمى باشد.

سخن بسيار مى گويد، امّا كردار خوب او اندك است براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مى گذرد سود را زيان، و زيان را سود مى پندار از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مى دهد.

گناه ديگرى را بزرگ مى شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مى پندارد، طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مى داند مردم را سرزنش مى كند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مى كند.
خوشگذرانى با سرمايه داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مى كند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد.

ديگران را هدايت امّا خود را گمراه مى كند، ديگران از او اطاعت مى كنند، و او مخالفت مى ورزد، حق خود را به تمام مى گيرد امّا حق ديگران را به كمال نمى دهد، از غير خدا مى ترسد، امّا از پروردگار خود نمى ترسد.

[قال الرضي رحمه الله تعالى و لو لم يكن في هذا الكتاب إلا هذا الكلام لَكفى به موعظة ناجعة و حكمة بالغة و بصيرة لمبصر و عبرة لناظر مفكر].

(سید رضی مى گويد: اگر در نهج البلاغه جز اين حكمت وجود نداشت، همين يك حكمت براى اندرز دادن كافى بود. اين سخن، حكمتى رسا، و عامل بينايى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب انديشه است).


  1. ناصر خسرو علوی: در فعل، منافقی و بی باکی *** در قول، حکیمی و خردمند
حکمت 150 نهج البلاغه

برای دسترسی به آموزش های بیشتر و ویدیو های من، کلمه کلیدی متین برونسی را داخل گوگل سرچ کنید.